السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
5
تفسير الميزان ( فارسي )
خدا حق است ، و ليكن بيشتر مردم نمىدانند ( 13 ) . و چون به حد رشدش رسيد و جوانى تمام عيار شد او را حكمت و علم داديم ، و اين چنين به نيكوكاران پاداش مىدهيم ( 14 ) . بيان آيات غرض اين سوره وعده جميل به مؤمنين است ، مؤمنينى كه در مكه قبل از هجرت به مدينه عده اندكى بودند كه مشركين و فراعنه قريش ايشان را ضعيف و ناچيز مىشمردند ، و اقليتى كه در مكه در بين اين طاغيان در سختترين شرايط به سرمىبردند و فتنه ها و شدايد سختى را پشت سر مىگذاشتند ، خداى تعالى در اين سوره به ايشان وعده مىدهد كه به زودى بر آنان منت نهاده و پيشوايان مردم قرارشان مىدهد ، و آنان را وارث همين فراعنه مىكند ، و در زمين مكنتشان مىدهد ، و به طاغيان قومشان آنچه را كه از آن بيم داشتند نشان مىدهد . به همين منظور براى اين مؤمنين اين قسمت از داستان موسى و فرعون را خاطرنشان مىسازد كه موسى را در شرايطى خلق كرد كه فرعون در اوج قدرت بود و بنى اسرائيل را خوار و زيردست كرده بود كه پسر بچه هايشان را مىكشت و زنانشان را زنده مىگذاشت ، آرى خداوند در چنين شرايطى موسى را آفريد و مهمتر آنكه او را در دامن دشمنش يعنى خود فرعون پرورش داد ، تا وقتى كه به حد رشد رسيد ، آن گاه او را از شر فرعون نجات داد و از بين فرعونيان به سوى مدين روانه اش نمود ، و پس از مدتى به عنوان رسالت دوباره به سوى ايشان بر گردانيد ، با معجزاتى آشكار تا آنكه فرعون و لشكريانش تا آخرين نفر را غرق كرده و بنى اسرائيل را وارث آنان نمود ، و تورات را بر موسى نازل فرمود ، تا هدايت و بصيرت براى مؤمنين باشد . و عين همين سنت را در ميان مؤمنين به اسلام جارى خواهد كرد ، و ايشان را به ملك و عزت و سلطنت خواهد رسانيد ، و رسول خدا ( ص ) را دوباره به وطن باز خواهد گردانيد . آن گاه از اين داستان منتقل مىشود به بيان اين كه در حكمت خدا لازم است كه از جانب خودش كتابى نازل كند ، تا دعوت حق آن جناب نيز كتاب داشته باشد ، سپس سخنان طعنآميز مشركين را كه در باره دعوت قرآن زدهاند كه : چرا به وى آنچه به موسى داده شد ندادند ؟ نقل فرموده و از آن پاسخ مىدهد ، و نيز علت ايمان نياوردن آنان را نقل نموده به اين